دربارهی انسان، نگاههای متفاوتی وجود دارد. از این رو، با تفاوت نگاهها به انسان، علوم انسانی مترتب بر آن نیز تفاوت خواهد یافت. در سازمانها نیز انسان به عنوان سرمایه اصلی مورد توجه نظریهپردازان دانش مدیریت قرار گرفته است و برای رسیدن سازمانها به اهداف خویش، عواملی چون روحیات شخصی، محیط کار و روابط تعیینشده بین اجزاء و بهویژه «انگیزش» دارای اهمیت خاصی است. بنابراین، بررسی نظریه انسان سازمانی مک گریگور با روش الگوی حِکمی- اجتهادی موضوع این مقاله است. پس آموزههای مدیریتی و نیز برداشتهای تفسیری از آموزههای اسلامی بهویژه قرآن کریم پشتیبان نظری مباحث مطرح شده در این نوشتار است. بررسی نظریه انسان سازمانی مک گریگور با روش الگوی حِکمی- اجتهادی با تأکید بر قرآن میسر است. بررسی این فرضیه منوط بهکارگیری روش الگوی حِکمی- اجتهادی است. بدین منظور که بررسی نظریه انسان سازمانی مک گریگور با مدل یاد شده به تصویر کشیده شود. موضوع علوم اجتماعی بهویژه دانش مدیریت «انسان» است. در این میان یکی از عوامل تأثیرگذار بر رفتار انسان و در نتیجه بر نظریههای تولید شده در علوم انسانی «مبانی» است. از این رو، به نظر میرسد برای ورود به نقد دقیق و محققانه نظریههای دانش غرب در حوزه علوم انسانی(دانش مدیریت) و نیز تحول و تولید نظریههای دینی از منظر مبانی اسلامی، یکی از الگوهای مهم، الگوی حِکمی- اجتهادی است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که با کشف مبانی نظریه انسان سازمانی مک گریگور و نیز مبانی انسانشناسی اسلامی با روش الگوی حِکمی- اجتهادی و در آخر با جایگزین کردن مبانی اسلامی به جای مبانی غربی در موضوع نظریه انسان سازمانی، به کاستیهای نظریه انسان سازمانی مک گریگور دست یازیده و مبانی متفاوت از آن تبیین شده است.