امروزه ضرورت اسلامیسازی علومانسانی، به عنوان پیششرط اساسی پیشرفت جوامع اسلامی بر هیچ محققی پوشیده نیست. نوشتار حاضر در صدد است تا مبانی و اصول معرفتشناختی حاکم بر علومانسانی را از دیدگاه قرآن بررسی نماید. برای این منظور چهار مبنای «امکان معرفت»، «انواع معرفت و ابزارهای آن»، «ملاک صدق و کذب معرفت» و «اعتبار معرفتی قضایای هنجارین و علوم دستوری» ـ که وجوه اصلی افتراق دیدگاه توحیدی از دیدگاههای رقیب به حساب میآیند ـ مورد بررسی قرار گرفتهاند. روش تحقیق چنین است که در تبیین هر مبنا ابتدا انگارهی غالب در دنیای غرب تشریح شده؛ سپس دیدگاه مکتب فلسفی اسلام تبیین گردیده و دیدگاه مقابل با رویکردی تطبیقی ـ انتقادی و به روش فلسفی ـ برهانی نقد و بررسی شده است؛ و در آخر به روش استنطاقی دیدگاه قرآن در خصوص آن مبنا تبیین شده است. نیز اصل برآمده از هر مبنا تقریر گردیده تا تأثیر کاربردی و عملیاتی آن مبنا در حوزهی علومانسانی تبیین شود. نتایج حاکی از آن است که از دیدگاه قرآن اولا تحقق معرفت قطعی و مطابق با نفسالامر ممکن است؛ ثانیا منابع و ابزارهای چهارگانهی معرفت، یعنی حس و عقل و شهود و وحی همگی در حیطهی ادراکی خود حجت و در عرصهی علومانسانی کارآمد هستند؛ ثالثا ملاک صدق و کذب معرفت مطابقت با واقع است و اکتفاء به معرفتی مادون معرفت قطعی مطابق با واقع جز در موارد عدم امکان جایز نیست و رابعا قضایای هنجاری و علوم دستوری عینا مانند قضایا و علوم توصیفی از اعتبار معرفتی برخوردارند و ملاک صحت آنها نیز مطابقت با نفسالامرشان است که عموم این نتایج در تضاد با پارادایم غالب در جهان غرب و نقطهی مقابل آن است.