جریان نو معتزله مغرب عربی معاصر به اقتضاء برههای از زمان که زندگی میکردند تحت تأثیر مدرنیته که برگرفته از فرهنگ غرب بود برای حل مسائل نظری ناچار شدند که عقلانیت را معطوف به مدرنیته ببینند برای همین مبانی آنها در فهم معارف دین با معتزله قدیم فرق میکرد؛ چراکه معتزله قدیم بر اساس مبانی عقلی و فلسفه توحیدی بود نو معتزله مغرب عربی معاصر برخلاف اسلاف خود بر اساس تعامل با دنیای مدرنیته برای آگاهی از پیشرفت و اقتدار غرب، توجه به عقبماندگی جوامع اسلامی و تلاش برای برقراری سازگاری بین دین و مدرنیته آنان را بر آن داشته تا رویکردی خاص را در تفسیر آیات قرآن در پیش گیرند. این تحقیق با روش توصیفی و تحلیلی و انتقادشناسی، به نقد و آسیبشناسی مبانی معرفتشناسی جریان نو معتزله مغرب عربی معاصر پرداخته و از این رهگذر آسیبهای مبنایی معرفتشناسی در این مکتب را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. یافتههای پژوهش حکایت از آن دارد که این دسته از نومعتزلیان بر اساس مبانی معرفتشناختی خود با اتکا به عقل مدرن به عنوان تنها منبع شناخت نسبت به سایر منابع شناخت توجهی نکردند؛ درنتیجه در تفسیر و تبیین آموزههای دینی و قرآنی بهویژه مفاهیم چون بهشت، جهنم، ابلیس و ملائکه که از حقایق و واقعیتهای وحیانی و فراطبیعی هستند نگرش حس گرایانه داشتهاند که آن منتهی به تمایز بین معرفت دینی و دین بر اساس رویکرد تاریخی گردید و افزون بر آن اینکه قرائت و فهم پیامبر اکرم (ص) را به مانند فهم و درک انسانی عادی تلقی کردند و حال آنکه همه این آثار و پیامدها برخلاف نص صریح کلام وحی است.